شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

شب بی سحر (شب دوم)

از شب هایی که نمی گذرند

                                           نمی گذرم!

 

(از این شب های بی تو)

 

 

یک نگاه .... که تو ماه منی

یا رئوف

 

پیشاپیش بابت طولانی بودن عذرخواهم

[ترجیح دادم ماه رمضون امسال رو اینطوری شروع کنم ... می خواستم بنویسمش اما دیدم انرژی زیادی ازم میگیره و ذهنم در حال حاضر یاریم نمی کنه، منصرف شدم. تصمیم گرفتم به صورت همون نوشتار معمولی و محاوره و خودمونی، قرو قاطی  طور فقط روایت کنم. بابت طولانی بودن هم مجددا عذرخواهم. لطفا اگر حوصله ندارید بذارید سر فرصت بخونید، البته اگر علاقه ای به خوندن وراجی بافه های من دارید :) ]

 

تقدیم به تو ، ... رؤیای فاتحانه ی یک قلب ناامید ...

همیشه نیمه ی تاریک بخت از ما بود

و آمدی که شود سرنوشتمان روشن...

 

::کبری موسوی قهفرخی::

 

________________________________________

پ.ن:

ما خستگان خاک، اگر آسمان تویی

باری هنوز وسوسه آب و نان تویی

 

از گل درآمدی و همه باغ ها تو راست

یعنی بهشت گمشده ی این جهان تویی

 

جادوگران گریخته از مار زلف تو

رقصی تمام! معنی هندوستان تویی

 

آرایش هماره ی خال و خطی و رنگ

نقش جهانی و همه ی اصفهان تویی

 

حالا تویی دوباره که با باد می وزی

تفسیر سبز و زرد بهار و خزان تویی

 

هر چار فصل در دل تو پرسه می زنند

ای شعر! آن الهه ی آتش به جان تویی

 

هم در زبور، حکمت و هم در ودا، سرود

باری هنوز گمشده ی شاعران تویی

 

یک سوی، کوزه های جهان تشنه مانده اند

سوی دگر کرانه تویی، بی کران تویی

 

ای سبز و سنگ و آب و نمک با هم آمده

دریا و کوه! الهه ی مازندران تویی

 

در یزد آتشی، به نشابور لاجورد

آری شکوه گمشده ی باستان تویی

 

هر چند کودکان جهان از تو زاده اند

چون مریمی تو، باکره ی جاودان تویی

 

تا نیمه راه این غزل عاشقانه، من

با من بیا، ادامه ی این داستان تویی

 

 

::علی داوودی::

 

 

 

ای صبا در خم آن زلف چو مَحرم شده ای / با ادب باش که دل های پریشان آنجاست

دلِ مجنون شده ی راهی صحرایت را
کمکش کن که ببیند رخ لیلایت را


باد ، پیغمبری از سوی خداوند، آورد؛
حجت شرعی بی تابی موهایت را


جزر و مد دل من هم هوسی در سر داشت؛
باشد آخر که ببوسد اثر پایت را


آینه هستم و غم ها کدرم می خواهند
عاشقم گرمی بی سابقه ی "ها" یت را


آهویی رد شده از توطئه ی صیادم؛
تا که صیدی بشوم نیزه ی غم هایت را


گم شدم در هوس لذت فردا، امروز
بس که عاشق شده ام لحظه ی فردایت را


و دل عاشق شدنش معجزه ای می خواهد؛
من مسلمان شده ام، چشم مسیحایت را


من گره روی گره قلب خودم بافته ام؛
نخ به نخ رج زده ام چهره ی زیبایت را


قدّ احساس من این بود، پریدم اما؛
نرسیدم که ببینم قد رعنایت را


یوسف قلب منی، راه فرارت باز است
چاره کن این دم آخر تو زلیخایت را


و غزل چون گل سرخی ست که توفیقش شد
که به چالش بکشد سرخی لب هایت را...



::حنیف منتظرقائم::
 

 

پ.ن:

۱.

می‌ گویند تنهایی پوست آدم را کلفت می‌ کند

می‌ گویند عشق دل آدم را نازک می‌ کند

می‌ گویند درد آدم را پیر می‌ کند ...

آدم ها خیلی چیزها می‌ گویند‌

و من،‌ امروز 

کرگدن دل‌ نازکی هستم که پیر شده است!

 

::مهدی صادقی::

 

۲. کامم اونقدر تلخ شده که کسی جز خودت نمی تونه شیرینش کنه....

 

۳. بیت عنوان از صائب 

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

به وفای تو قسم زندگی ام هست همین

تو برای من و من نیز برایت هستم....

 

 

_______________________________________________________________________________

پ.ن:

۱. به روایتی امروز روز شهادت و روز زیارتی مخصوص حضرت رئوف، علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیة و الثناء ست.

ان شاءالله اگر لایق باشم و توفیق داشته باشم دعاگوی دوستان خواهم بود

از سایر همشهری ها و رفقایی که امروز مشرف میشن التماس دعا دارم.

دل های بی قراری امروز همراه من هستن... برای آرامش تک تک شون دعا کنیم. 

 

۲. امروز هشت بار زیارت جامعه ی کبیره در طول روز و ساعت های مختلف در صحن های مختلف قرائت خواهد شد،

اگر فرصت دست داد شما هم همونجایی که هستید دلتون رو روانه کنید و با این کاروان همراه بشید، ان شاءالله حتما مشمول نگاه لطف و عنایت آقای رئوفمون خواهید شد

 

۳. من این آقا رو خوب میشتاسم، فقط صداش کنید ....

أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الأَْقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ...

شیرین تر است نزد فقیران کدامیک
خرمای دست بخشش تو یا تبسمت؟



::سید محمدرضا شرافت::



پ.ن:
1)      ......یا نگاهتان؟


دل خوشی ام خلاصه شده در همان نیم نگاهی که از شما تمنا دارم
در همین نگاه هایی که در اوج فقر و نیاز، با دنیایی از امید و اشتیاق هر روز به گنبد نورانی ات دوخته می شود....

 

2) متن عنوان از زیارت جامعه کبیره: شمایید راه راست تر و گواهان منزل فنا

همین که شما همه را شاهدید برایم کافی ست...

لا أری لکسری غیرک جابرا... (شب سی و یکم)

جبران نمی شوی

حتی، به گریه های عمیق ...

 

 

::عباس فرجی::

 

______________________________

پ.ن:

1.  عنوان از مناجاة التائبین: برای دل شکستگی ام جز تو جبران کننده ای نمی بینم

2. نصف بیشتر وبلاگ هایی رو که دنبال می کردم قطع دنبال زدم (یک ماهه که یه مطلبی میخوام بنویسم با عنوان "زندگی در سایه" یا "در سایه". اما هر کار می کنم زورم بهش نمیرسه. اگه زورم رسید و تونستم شاید بفهمید چرا یهویی اینهمه وبلاگ رو قطع دنبال زدم)

3. به حال این روزهام خیلی دعا کنید دوستان

دنبال گمشده ای به نام خودم میگردم...

4. بعدا نوشت: اون عزیزی که مخالف (دیس لایک) زدی، می تونم بپرسم چرا؟ 

ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan