شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

روزی هوا خواهم شد ... (شب بیست و نهم)

نَسرِقُ الدَّمعَ فی الجُیوبِ حَیاءً
و بِنِا ما بِنَا مِنَ الأَشواقِ...


::شریف رضی::

 

 

(از آرشیو سال گذشته ست، میخواستم تغییرش بدم اما به دلایل شخصی ترجیح دادم همینطوری بذارمش)

 

نزدیک بود سر کلاس جلو همه اشکمو دربیاره

به جای ترجمه، خودمونی توضیح میدم تا ببینید شاعر چی رو به تصویر کشیده

این بیت برای لحظه ی وداع سروده شده

تقریبا میشه گفت اصل و اساس زیبایی این بیت به استعاره ایه که تو همون کلمه ی اول یعنی "نسرق" جاری شده

مراد از "نسرق الدمع" پاک کردن اشکه اما چرا نسرق؟ اونم وقتی که میشد کلمه ای مثل "نَستُرُ" آورد که به همون معنا و بر همون وزنه؟

دلیل اینه که سرقت یک عمل سریعه و سارق حرفه ای اونیه که سریع تره
و اینجا شاعر با اوردن این فعل میخواد برسونه که اشک هاشو سریع پاک می کنه... به چه دلیل ... بخاطر اون حیاء مردانه...
دیدید وقتی مردی که اشک میریزه برید طرفش چطور سریع صورتشو پاک می کنه؟ 
بنابراین شاعر میگه سریع اشک هامو از روی صورتم پاک می کنم تا جلوی رقیبانم لحظه ی وداع احساس ضعف نشون ندم و بهانه ای برای ملامت کردن و تمسخر دستشون ندم...


اما مصرع دوم 
در واقع میخواد اون آتش و التهاب درونی خودش رو در لحظه ی وداع به تصویر بکشه
یعنی چه شوق هایی که در درونم نیست.....!

اینجا استاد مثال ساده ای زد که برای تقریب به ذهن خوبه...

یادتونه وقتی کوچیک بودین براتون مهمون میومد موقع خداحافظی چیکار می کردید؟ مخصوصا اگر مهمون عزیزی بود... یا مثلا از شهر دیگه ای اومده بود...
موقع خداحافظی پشت سرش گریه می کردید و ازشون میخواستید که شما رو هم با خودشون ببرن


در واقع یک جور دلتنگی عجیبی که اول به جان آدم میشینه... بعد بغض میشه تو گلو و آخر کار از گوشه چشم می چکه...

_____________________________________________________________________________________________________

 

پ.ن: 

1.

         اگه کسیو دوس دارین اسمشو زیاد صدا بزنید
         آدما از شنیدن اسم خودشون خوشحال میشن، اونم از زبان کسی که دوستشون داره ... 

2.

       بال کوبیــدم قفس را بشکنم عمرم گذشت

       وا نشد... 
       بدتر از آن... 
       بال و پـرم را باااد بررررد...

 

        ::حامد عسکری::                     

3.

        با همین نیمه
        همین معمولیِ ساده بساز...
        دیییییر کردی
        نیمـه ی عاشق ترم را باد بررررد...

4.     

         روزی هوا خواهم شد
         و تو مرا تنفس خواهی کرد
         و دلتنگم خواهی شد و نفس هایت

         عمیییق تر خواهد بود ...

 

chefft.blog.ir 💞💕
۱۱ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۴
بسیار عالی

پاسخ :

سپاس گزارم 
fatemeh saedi
۱۱ خرداد ۹۷ , ۰۰:۱۹
خوب بود

پاسخ :

نظر لطف شماست 

حوا ...
۱۱ خرداد ۹۷ , ۰۲:۳۰
همون بغضِ فروخورده... و دیگر هیچِ هیچ!

پاسخ :

...
ار کیده
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۰:۴۲
چه پست خوبی بود... ممنون🌹

پاسخ :

آخ ارکیده خانم 

سلام 
من اون موقعی که پست آخرتون رو میخوندم دستم بند بود حتی نتونستم کامل بخونم 

هیچی دیگه همینجا تبریک های گنده منده ی خودمو تحویلتون میدم :) 
برای منم دعا کنید
ان شاءالله با همین فرمون پیش به سوی موفقیت های بیشتر :)

ممنونم از نظر لطفتون 🌹🌹
ار کیده
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۳:۴۳
ُسلام :)
آخی... ممنونم ^-^
ایشالا موفق باشید :)

پاسخ :

علیک سلام

^___________^ خواهش می کنم همینقدر درشت و گلِ گشاد :))

خییییلی ممنون :)
اهل قلم
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۴:۰۹
چه شعری...

پاسخ :

ادبیات عرب فوق العاده ست ... بی نظیره...
 حیف که خیلی ها از روی تعصب قدر و ارزشش رو انکار می کنن ... حیف
اهل قلم
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۴:۲۴
عرب و عجم نداره...
ولی عجم به معنای ایرانی از اول اسلام مظلوم بوده حتی الان...

پاسخ :

والا من نفهمیدم این چه ربطی به ادبیات داشت لکن بله متأسفانه
البته در مورد زمان حال بیشتر از نژاد، مذهب و تفکر اون هاست که با منافع خیلی ها ناسازگاره 
اهل قلم
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۷:۱۲
گفتید تعصب و اینها یاد افتاد...
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی
ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan