شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

کنج آغوش خودم روزه ی خود را وا کن... (شب بیست و سوم)

روزه ی هجرِ تو از پای بینداخت مرا

کِی شود با رطب روی تو افطار کنم؟

 

::؟؟؟::

(در نسخه های اینترنتی!! به جای "رطبِ رو" آمده "رطبِ وصل" شاعر هیچکدامشان هم مشخص نیست)

_________________________________________________________________

پ.ن:

1    تا به رویش گرفته ام روزه

     جز به یادش نکرده ام افطار

 

     ::خاقانی::

 

2) دلم نمیخواست اینجا هم همون روند سابق رو داشته باشه، اما نمی دونم چجوریاست که اینقدر راحت ده خط ده خط نوشته هامو تو همین دوتا نیم خط خلاصه شده می بینم ... و زبان قلمم رو کوتاه ...

سال هاست که با شعر مأنوسم (در انواع و اقسام و قالب هاش، از شُعَرای کهن تا معاصر... از مثنوی و غزل و قصیده و مسمط و بحر طویل گرفته تا سپید و نو و نیمایی و حتی قالب های مدرن، در موضوعات متنوع با محتواهای متفاوت)

شاید چیزی بیش از دو سه هزارتایی شعر و غزل خونده باشم

از همون وقتی که یادم میاد برای خودم اون هایی که نه فقط دوستشون داشتم بلکه زیبایی و ظرافت خاصی توشون می دیدم رو گلچین می کردم و چون این کار رو با وسواس خاصی هم انجام می دادم، گهگاهی که به اشتراک میذاشتم حتی نظر مشکل پسندترین ها رو هم جلب می کرد که برام روحیه بخش بود. و جالبه که اینجا هم همچنان همون روند ادامه داره و گویا اشعار همچنان مخاطب پسندتره (البته با توجه به قلم الکن من این امر طبیعیه)

 

3)  تک مصرع عنوان: 

     کنج آغوش خودم روزه ی خود را وا کن 

     تا به این خانه ی ویرانه ثوابی برسد... 

 

    ::محمد شیخی::

 

 

4) طرف همچین با نگاه عاقل اندر سفیهی نسبت به روزه داری من با پوزخند اظهارنظر میکنه که گویا با یک احمق طرفه که از روی حماقت گشنگی میکشه 

در حالی که یکی نیست بهش بگه که آخه متفکر الملوک، روشن الدوله، ژیگول، هزاریِ تانخورده! حداقلِ حداقلش هیچی نباشه (که هست!) یک آینده نگری خیلی وسیع پشت این اعمال این چنینی خوابیده، همون آینده نگری ای که در اثر فقدانش و رنجی که از نبودنش احساس میشد، به یکباره بیش از صدها عرفان و آیین نوظهور تو همون غرب پدید اومده

بعد آقا می بینه بهش حال نمیده روزه بگیره میاد اعمال ما رو مسخره می کنه، تازه کلی هم تز اندیشمندانه به خودش می گیره! :/

احسان ‌‌...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۳۹
شعر اولی خیلی خیلی قشنگ بود. :))

قسمت آخر پست هم واقعا لایک داره... امیدوارم روزی به این رشد عقلی برسند که مسخره کردن جز مسخره ترین کارهاست.

پاسخ :

با افتخار شاهد اولین کامنت آقا احسان تو بلاگمون هستیم :))

متشکرم 
چشم و دلتون قشنگ میبینه :)

حرف در این باره زیاده برای گفتن ولی خب متأسفانه گوش هم ندارند برای شنیدن 
یعنی دارند اما خودشون رو به نشنیدن می زنن 
احسان ‌‌...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۵۱
باعث افتخاره که اینجا باشم عزیز :)
صد متاسفانه همینطوره ... جو درستی حاکم نیست بر اینگو بحث ها ، و معمولاً میکشه به همان مسخره کردن عقاید!
شعر اول هم از خاقانی هست؟ 

پاسخ :

زنده باشی رفیق :)

اصولا بحثی شکل نمی گیره ... نود درصدش مغالطه ست تازه اگر مثلا منطقی تر باشن و اهل استدلال کردن
بقیه شونم که از بیخ مرخصن ... فقط دنبال مزه ریختن و پز و تز دادن و ادا اطوار نشان دادن
و گرنه بحث چی کشک چی


نه... متأسفانه نام شاعرش رو نمی دونم 

احسان ‌‌...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۵۹
پس من با اجازه تون اولی رو کپی میکنم تا نگه دارم. قشنگه...
:)

پاسخ :

اختیار دارید
فقط یک نکته ای که تو مطلب هم اضافه کردم اینکه 

در نسخه های اینترنتی به جای رطبِ رو اومده رطبِ وصل

هر کدوم که بیشتر پسندیدید رو می تونید نوشِ جان بفرمایید :)


ار کیده
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۰۰
پس قبلا هم تعریف سلیقه خوب شعریتون رو شنیدید :)
اینجا از اون وبلاگایی که آرزو میکنم هیچ وقت بسته نشه :)

پاسخ :

زیاد :))) 

میگم خودشیفتگی هم چیز خوبیه ها! :)) شما رو نمی دونم اما به من که خیلی می چسبه :دی

نظر لطف و محبت شماست
برام افتخاره که در خدمت دوستان محترم و خوش ذوقی مثل شما باشم :)
مسـ ـتور
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۴۳
هیچی مثل شعر موجبات صفای روح رو فراهم نمیکنه... 

پاسخ :

حالا هیچی که نه [می دونم الآن نباید اینو می گفتم و فقط به دو سه جمله ی آخر اکتفا می کردم اما خب دلم نیومد اینارو نگم:)]
مخصوصا از وقتی که باز ادبیات عرب آشنا شدم 
خوندن مناجات ها و ادعیه ی مأثوره برام یه معنای دیگه ای پیدا کرده که فوق العاده ست ... جدای از ظرافت های ادبی ش نوع انتقال مفاهیمشون بدجووووور منو مجذوب خودشون کرده 
(یه چیزی فراتر از صفای روح...)
ولی در عین حال هر چی گشتم چیزی رو به عنوان جانشین برای شعر پیدا نکردم ... جایگاه خودش رو قرص و محکم حفظ کرده تو زندگیم :)
احسان ‌‌...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۵۹
ممنونم :)

پاسخ :

خواهشناکیم برار :)
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۸:۱۰
بحثِ شعر جدا
واسه لبخندِ خدا آدم هر کاری بکنه کمه. روزه که چیزی نیست.

پاسخ :

بله
حسابش سواست :)

ای کاش همه این نگاه لطیف و قشنگ رو میداشتن
مشکل این جاست که اتفاقا یک گروهشون نه تنها با خدا مشکلی ندارن که دوستش هم دارن اما نمیشه بهشون فهموند که لازمه ی دوست داشتن عبادت و اطاعته
عبد بودنه 


خدا خودش میدونه چقدر دلم میسوزه براشون ... نه از ترحم ... نه با نگاه از بالا ... ازینکه از چه زیبایی هایی خودشون رو محروم کردن
:(  
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۵۱
نمی‌دونم و مطمئن نیستم اما شاید این هم به نوعی نیاز به طلبیده شدن داشته باشه.

پاسخ :

به نظرم قابلیت و شایستگی دریافت معارف رو از دست میدن ... همون که در آیه قرآن میگه کور و کر هستند و حقایق رو فهم نمی کنند

اونطور که یادمه ظرفیتی درونیه که در اثر گناه و عصیان تضعیف و در اثر اطاعت تقویت میشه  
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۰۹
عه
امروز ۵ رمضانه
:)

پاسخ :

چه خوب بحث رو عوض کردید :) 

حیف شد زودتر خودتون گفتید :(
ولی مهم نیست ... مهم اینه که امروز 5 رمضانه :)

خیلی خیلی مبارک باشه ... برای خونواده که مطمئنم بوده و خواهد بود 
برای خودتون هم ان شاءالله همینطوره

من خیلی فکر کردم 
واقعا دعایی بالاتر عاقبت بخیری ندیدم ...
الهی این دنیا از گزند بلاها مصون بمونید
تنتون سالم باشه 
سایه ی خانواده بالاسرتون
حضرت عشق دم درخونه تون :)
و جواز مشهدتون جور 

و البته
الهی برای شروع ابدیت دستتون پُر باشه و روی لبتون از همین لبخندهای الآن باشه ^_^

خلاصه اینکه هر چی آرزوی خوبه مال شما :)
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۳۱
اینطوری که من ذوق‌مرگ شدم :))

چقدر لطف دارید شما :))
خیلی خیلی ممنونم :)

همه‌ی این آرزوهای خوب رو من هم برای شما دارم :)

پاسخ :

تا باشه ازین ذوق زدگی ها :))

بالاخره همیشه که 5 رمضان و تولد شما نیست
باید حال و هوامون یه فرقی داشته باشه امروز :)

کادوتون باشه همون بیست و شیشم ان شاءالله اگه مشهد بودید به خودتون میدم :)


متشکرم :) 
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۳۷
:)

باز هم ممنونم :)

ان‌شاءالله :))

خواهش می‌کنم :)

پاسخ :

:) بک

باز هم خواهش می کنم :) 

ان شاءالله :))

:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی
ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan