شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

ماهِ خدا (شب بیست و دوم)

ماه هم ماهِ خدا، سی روز همراه خداست 

ماه من یک روز می‌آید، دو سالی می‌رود!       

 

::مجتبی سپید::

 

ف ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۴۴
آخ چه شعری ...دلمو سوزوند
.
فک کنم مشکلش تو "من"اش باشه
من که میاد، ماه که هیچی...کلا همه چی میره
همون ماه خدا باشه بهتره ...
ماهتون ماه خدا(یی)...

پاسخ :

دارم به این فکر می کنم که چقدر ضعیفم ... چقدر فقیر ... 


همچنین برای شما 
التماس دعا
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۰۵:۴۱
مولای یا مولا
اَنتَ القَویُ و اَنَا الضَّعیف و هَل یَرحَمُ الضَّعیفُ اِلَّا القَوی...

پاسخ :

(آخ آخ ... مناجات حضرت امیر)


...أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئا وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ ...
مسـ ـتور
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۰۳
ان شاءالله یه روزی میاد و تا یه مدت طولانی نمیره...

پاسخ :

شنیدین میگن به بچه یکی میدی دوتا می طلبه؟

داشتم فکر می کردم خب چرا تا یه مدت طولانی؟ چرا تا همیشه نه؟ 
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۳۲
خیلی لذت داره خیلی

پاسخ :

سحر مسجد کوفه و مسجد سهله رو اگر تجربه کرده باشید ..... 

اوج لذته اونجا این مناجات ها رو زمزمه کردن ... تا جایی که برای یکی مثل پدر من اونجا اعتکاف کردن تبدیل به آرزوی معنوی شده ...
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۴۶
من تجربه نکردم... 

پاسخ :

خیلی ها .... خیلی بیشتر از خیلی ها تجربه نکردن ...

توفیق می خواد ... چیزی که ندارم

الهی قسمت و نصیب آرزومنداش 


+ (با سحر تو حرم جبرانش می کنم)
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۵۹
من با چی جبرانش کنم؟! :(

پاسخ :

سحر ماهِ خدا نیاز به جبران نداره :) مطمئن باشید همون مسجد محلتون هم می تونه شما رو بچسبونه به سقف آسمون
ماه رمضون درها بازه ... ورود هم برای عموم آزاد :) 

اونی که من گفتم مال غیر رمضونه 
بعدشم مگه شما شیراز نیستید؟ 
مسـ ـتور
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۴:۴۱
تا همیشه بودنش مشروط به خواست شماست! 
گاهی آدم وقتی به چیزی که میخواست می رسه دیگه به شدت قبل نمی خوادش و یا کلا نمیخواد! 

پاسخ :

فقط خواستِ من؟ بعید می دونم 


+ از جمله دومتون یاد این مطلب و نظرات پایینش افتادم ...


مسـ ـتور
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۵:۱۶
وقتی اون "ماه" بیاد یعنی قبول کرده که باشه، که بمونه و این که تا کِی و تا کجا قراره همراهتون باشه به میزان اشتیاق و خواسته ی شما برای بودنش بستگی داره... اگه هم بخواد بره و شما کاملا بی رغبت و میل باشید نسبت به رفتنش، این نشون دهنده ی عدم صدقش در اومدن و موندنشه...! 

اغلب چیزهایی که الآن تو زندگیمون داریم دستاورد ذهن و تفکر خود ما هستن. آرزو همین تفکر ماست، چه بد و چه خوب! وقتی مدام فکر کنید که کاش هرگز به اون مکان پا نمیذاشتم (این یه آرزوئه) قطعا تو ذهنتون دارید اون رو به یه مکان منحوس و منفور تبدیل می کنید و کم کم از اون مکان فاصله می گیرید. این میتونه نسبت به اشخاص، اشیا و اماکن دگه هم ایجاد بشه و حتی برعکسش. 
این که شما سعی می کنید چه چیزی رو تو ذهنتون پرورش بدید خیلی مهمه چون در آینده یا به همون چه که فکر کردید می رسید یا به مشابهش 
بهتره تصویرتون از آرزوها و تفکراتتون چیزهایی با شه که خوشایندتونه و تأکید میکنم که هیچ چیزی رو محال فرض نکنید (: 

پاسخ :

حرف من هم دقیقا همینه که همه چیز صرفا به خواست و میل ما تعلق نمی گیره و خیلی مسائل جانبی دیگه هم هست که اثر میذاره 


باید درباره اش بیشتر فکر کنم
سوالاتی الان تو ذهنمه مثلا
تکلیف مسائل زیادی که واقعا از حیطه خواست و اراده ی ما خارج هستن چی میشه؟ 
به نظرم این تفکرات ذهنی من تنها در صورتی که من رو به سمت اون آرزوها، یا هر چیز دیگه ای که اسمشو بذاریم، سوق بدن مفید فایده هستن و الا صرف اینکه من فقط به چیزی فکر کنم و هر روز اون رو در ذهنم پرورش بدم باعث میشه من در آینده بهش برسم؟
اگر چیزی که من آرزو دارم از ظرفیت من فراتر باشه چی؟ 

یک نکته هم اینکه اتفاقا من از اون دسته آدم هایی هستم که محال و غیرممکن رو اصلا استفاده نمی کنم به خصوص تو این مسائل
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۸:۱۱
یه چیزایی ورای این چیزهاست :)


اون چیزی که مستور جان راجع بهش گفته قانونِ جذب هست که اثبات شده و کاملاً علمیه اما چیزی که من همیشه باهاش مشکل داشتم "طلبیده شدن" هست. من معتقدم نماز خوندن توی مسجدِ محله هم نیاز به خواست و دعوتِ صاحبش داره و اگه اون نخواد نمیشه. هستن آدم‌هایی که کلِ عمرشون دلشون می‌خواسته مثلاً برن کربلا ولی عمرشون کفاف نمیده. همه چیز به افکارِ ما بستگی نداره. شرطِ لیاقت هم هست و چه کسی می‌دونه کی لایقه؟! می‌شناسم آدمی که به هیچ چیز معتقد نیست و دوست دختر هم داره اما عیدِ سالِ قبل کربلا بود.

پاسخ :

بله 
دقیقا منم در موردش هنوز برام سؤال هست
اگر واقعا به افکار من بستگی داره چرا خیلی از دعاهای ما اونطوری که ما میخوایم برآورده نمیشن 

کلا حیطه ی قدرت و اثرگذاری افکار من تا کجاست؟ 


چقدر خوب شد این موضوع پیش اومد، باید برم دنبالش ... اتفاقا دقیقا تو این بُرهه هم لازمش دارم ... دقیقا اینجایی که تصمیم گرفتم برم سمت چیزی که از همیشه آرزشو داشتم ...
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۰۶
تا جایی که خواسته‌ی من به صلاحم باشه. من اینطور فکر می‌کنم. البته هنوز کمی برام گنگه. خدا رو شکر که واسه شما هم سواله. به نتیحه رسیدید به منم بگید. ممنون :)

پاسخ :

همین دیگه 
دقیقا مسئله ی مصلحت این وسط مطرحه

چشم :)

قبول باشه 
اینم از سومین شب :( حیلی داره زود میگذره ...
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۱۹
مچکرم :)

قبولِ حق. همچنین.
خیلی :(

پاسخ :

خواهش می کنم 


دعا یادتون نره
منم هر جا یادم باشه دعاگو هستم (به خصوص تو حرم) 
مسـ ـتور
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۱
«و سَخَّرَ لَکُم ما فی السماواتِ و ما فی الارض جمیعا»
و آن چه را که در کائنات است، همه را به تسخیر [اندیشه های] تو درآوردیم.

قانون زندگی قانون باورها و هدف هاست لذا اصلا قدرت افکار رو دست کم نگیرید. شما به هرچی که فکر می کنید فرکانسش رو به محیط انتقال میدید و کائنات در راستای همین فرکانس جهت می گیرن اما تحقق اون چه که می خواید تنها به افکارتون تعلق نمی گیره، در واقع معادله ای رو که ما باهاش رو به رو هستیم، میشه به این شکل در نظر گرفت:
اندیشه + باور + روحیه + انگیزه + ارتباطات + تلاش + استقامت + شرایط محیط + خواست و عنایت خداوند = خلق هدف
اما مطمئنا چیزی که بیش از همه توی این معادله تأثیرگذاره، افکار شماست و جایی خوندم که «اگر خدا آرزویی در دلت انداخت بدان توانایی و شایستگی رسیدن به آن را در تو دیده» و خود خدا هم میگه:
«أدعونی استجب لکم»
بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را
وقتی انسان با تمام وجودش چیزی رو بخواد، خدا اون رو پشت درمون قرار میده و حالا نوبت ماست که به سمتش بریم و به دستش بیاریم.
امام علی (ع) تو نامه ای به امام حسن (ع) نوشتند که:
«بدان خدایی که گنج های آسمان ها و زمین در دست اوست به تو اجازه ی درخواست داده و برآورده کردن آن را به عهده گرفته است»
و باز هم حدیثی از امام علی (ع) هست که میگه:
«در امور زندگی خود تفکر کن، آرام باش، توکل کن و سپس آستین ها را بالا بزن؛ خواهی دید که خداوند زودتر از تو دست به کار شده است»
خدا از تمام افکار و خواسته ها و نیایش های ما باخبره و اونقدر رحمان و رحیمه که نسبت به تعلقات خاطرمون بی توجه نیست و اون ها رو نادیده نمی گیره، اگه هم گاهی ما به خواسته هامون نمی رسیم قطعا، قطعا، قطعا چیز بهتری رو برامون مهیا کرده.
تو دعاهاتون میتونید بگید: "خدایا خیر و صلاح من رو در اون چه که می خوام و آرزوی قلبی منه قرار بده"

ای فرزند آدم!
من به هرچه بگویم "باش" می شود
مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن
تا تو را چنان قرار دهم
که به هر چه بگویی "باش" بشود
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۴۶
چشم چشم محتاجیم به دعا

کامنتِ مستور جان من رو یادِ کتابِ راز می‌اندازه :)) ولی با همه‌ی این توضیحات باز هم من سرِ حرفم هستم. همیشه نمیشه! قرار نیست بشه.

پاسخ :

چشمتون بی بلا

__________________
:) 
بله. نظر شما هم کاملا محترمه و شایسته بررسی
ولی من هنوز پُرِ سؤالم و تا جواباشونو پیدا نکنم نظر خاصی ندارم 
نظر که دارم ولی ترجیح میدم اول مطمئن بشم :)

+ یک نکته جالب !
الآن که دقت کردم دیدم ترکیب تصویر نمایه ی شما و خانم مستور رو هم میشه یه چهره کامل :)
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۴۳
+ ولی مکملِ هم نیستن :)

پاسخ :

بله :|
ولی با تسامح میشه پذیرفت :)

برای شما از ابتدای بینی به بالاست
برای ایشون برعکس از بینی به پایینه 
رو هم میشه یه چهره دیگه :)

حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۵۵
ابتدا تسامح را با رسمِ شکل توضیح بدید :)

پاسخ :

:|

خانوم دفتر نقاشیمونو نیاوردیم :(

تو دفتر مشقمون بکشیم؟ :) 
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۰۳
به من میگن خانمِ پوکر :)) فکر کنم لقبِ آقای پوکر هم برازنده‌ی شما باشه :))

نوچ نوچ نوچ و نوچ‌های دیگر

بله بکشید :)

پاسخ :

:))) وای اگر علی اینو بشنوه می ترکه :)

آخه قیافه مو بیرون ندیدید ... بیرون بیشتر پوکر میشم ... علی هم عاشق وقتاییه که پوکر میشم
معمولا وقتی داریم راه میریم و حرف میزنم اگر مسئله پیش بیاد که پوکر بشم، یهو وسط راه رفتن سر جام میخ می ایستم و بعدش فوق ماوقع :|   :))

______________________________________
:( ببخشید 
بوخودا قول میدم دیگه فراموش نکنم ... تو رو خدا به آقای ........ (ناظم مدرسه) نگید 
خانوم قول میدم ... بوخودا دیگه فراموش نمی کنم :(( 

بعد از لحظاتی اصرار در همان حالت مضطر با مشاهده چهره ی خشک خانوم معلم تصمیم می گیرد به سراغ پلن بی (plan B) برود

اصرارش را با صدایی بغض آلود ادامه می دهد و پس از چند لحظه شروع می کند به اشک تمساح ریختن ... 

:'(((

خانم معلم مجاب می شود و با توبیخ و اینکه دفعه ی آخرت باشد و از تو انتظار نداشتم و این حرفا او را سمت نیمکتش می فرستد

____________________

کیفش را جست و جو می کند 
واااای خدااا 
پس دفتر مشقم کو؟؟؟؟ :(((((( 


  

حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۲۱
من ندیده تشخیص دادم :))) بیاورید اون کاپِ هوش را :)))

فقط می‌تونم بگم من نیز با این تفاوت که شخصی چون آقا علی که نیست عاشقِ وقت‌هایی باشه که پوکر میشم. :)



خیلی خوب بود :)))
طوری نوشتید انگار من ۳۰ ساله هستم شما ۹ ساله :|
ولی خوب خودتون رو لو دادیدها :)))



خودتون از کلاس میرید بیرون یا شوتتون کنم؟! هان؟! بچه‌ی سر به هوا :/

پاسخ :

:)) بله بله ...البته حداقل اینجا به نظرم به اندازه کافی دیدید دیگه :)


ان شاءالله یه محمدعلی خوش تیپ و پولدار هم برای شما پیدا میشه که عاشق پوکر شدنتون بشه :)))) میدونم خیلی شوخی اعصاب خوردکنیه ولی چه کنیم دیگه :)
(از دیگر ویژگی های من که همه هم قبول دارن اینه که به شدت اذیت کردنم، شوخی کردن با من و سر به سرم گذاشتن لذت داره :// :( و البته خودمم ازونایی که به شدت سر به سر بقیه میذارم با این تفاوت که دایره این "بقیه" خیلی محدوده :) )
________________________________________________________________________________________
:))
خب تو نقش هامون همین طوریه دیگه :)

لو دادم؟ 
اگر منظورتون دوران دانش آموزی منه که باید عرض کنم بنده با اون عینک ته استکانیم (هر بار عکس هامو می بینم دلم میخواد گریه کنم به حال خودم :/ :|) پسری مؤدب و منظم و خرخون و در یک کلام پسری به شدت بچه مثبت بوده و متأسفانه به خاطر قیافه غلط اندازم همچنان منو همونطوری تصور می کنند :( 
________________________________________________________________________________________

یا صاحب فیل :|||  😱

برادرانه پیشنهاد می کنم هرگز به گزینه معلمی فکر نکنید :/
:)))
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۵۲
نه اونقدرا اینجا پوکر نشده بودید :|

:))) شوخی رو باید اهلش کرد وگرنه که هیچ -_-
کارِ خوبی می‌کنید. :)



باشه قبول :))
آخی :)
تصورِ بقیه چه اهمیتی داره؟! مهم نیست.



فکر نکردم :|
مگر اینکه مریض‌ها رو بخوام شوت کنم بیرون که اصلاً امکان نداره :| :)))

پاسخ :

:|
شاید 


:) بله دقیقا
متشکرم . تأیید شما مزید امتنان است :)
________________________________________________
مگه راه دیگه ای هم جز قبول کردنش دارید؟ :)

هووم :(( تازه حالت غمگین چشمام خیلی بدترش میکنه ... ازونایی بودم که هر خانمی منو میدید بی مقدمه می گفتم الهی بمیرم برات :|| 

چه بخوان چه نخوان مجبورن عادت بکنن :)
________________________________________________

راستی شما که پزشکی میخونید احتمالا برای تخصص هم برنامه ای دارید. میشه بپرسم به کدوم تخصص فکر می کنید یا علاقه دارید؟  

خوبه باز پزشکی میخونید 
داشتم فکر می کردم اگه پرستاری می خوندید برای بیمارای بیچاره تون باید چه تدبیری بیاندیشیم :))
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۲:۰۹
شاید نه قطعاً :|

خواهش می‌کنم :)


بله :/ می‌تونم قبول نکنم :|

آخی :((
این ویژگی واسه آینده به شدت کارآمد هست واسه شما. یه کوچولو اینطوری نگاه کنید به همسر دلش به رحم میاد هر کاری بخواید می‌کنه واستون. :))

احسنت :)



بله بله

همچین آدمی نیستم که :| حوا خیلی مهربونه :)

پاسخ :

مگه دست خودتونه که قبول نکنید؟ :)


ازین زاویه بهش نگاه نکرده بودم
ولی از مظلوم نمایی بدم میاد :/ از نگاه ترحم هم همینطور :/

:)

خوندم . نظرمو رو جداگانه میدم خدمتتون :)
مگه اینکه مهربون های این دور و زمونه با شوت کردن ابراز محبت کنن :))
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۱۱
بله که دستِ منه :|

حالا اینطوری می‌گید به وقتش می‌فهمید چه نکته‌ی گهرباری گفتم بهتون :| البته که هیچ عاشقی به عشقش ترحم نمی‌کنه!

نقد؟! در خدمتم :)
مگه شما مظلوم‌نمایی می‌کردید که من بخوام شوت کنم ملت رو؟! تو نقش‌هامون اینطوری بوده دیگه :)

پاسخ :

مطمئنید؟ :)

:| چی بگم والا . باشه صبر می کنیم تا وقتش برسه :|
خدا کنه عاشق باشه!


نقد که نه ... صرفا نظر شخصیم :)

اوهوم این شد یه چیزی :))
تسلیم :)
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۳۶
بله :|

منظورم رو نمی‌تونم بازش کنم :| خودتون واسه خودتون باز کنید :|
ان‌شاءالله که هست.

بگید زودتر :)))

آفرین :)

پاسخ :

اگه اینطور نبود چی؟ :)


:| سعی مو می کنم :| 
ان شاءالله


راستش الآن بخوام بگم حیف و میل میشه ... خوابم میاد :/  یه سؤال هم در ذیلش دارم که ان شاءالله شب که از کلاس برگردم خدمتتون میگم و ازتون می پرسم :)
میدونم خیلی ضدحاله :/ ... دیگه خودتون به بزرگواری خودتون ببخشید :( 

:)
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۹۷ , ۱۳:۵۰
خیلی ببخشید ولی پیچ‌پیچی :|

برید بخوابید پس :/
اون یه چالش بود که جز قسمتِ اولش (تخصص و فوقِ تخصص)‌ بقیه‌ش کم و بیش تغییر کرده ولی خب بگید مشکلی نیست. :)


روزتون خوب :)

پاسخ :

:)))) 
زودتر باید اینو می گفتید 


تقریبا خوابم الآن :/

بله ... تصویر خیلی قشنگ و آرامش بخشی بود ... لکن کمی بیشتر از کمی رؤیایی بود :) دلیلش رو همون شب بحث می کنیم . 


همچنین ... شب پنجم تو راهه ... شب پر نوری داشته باشید
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan