شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

یه خرده ذهن تکونی

1. یک مطلب عجیب و البته گاه اعصاب خوردکنی که تو این مدت کوتاه بهش برخوردم اینه که وقتی خودم میشینم پای یک صفحه ی سفید و فکر می کنم هیچی به مغزم نمیرسه (میرسه اما همین که میخوام به بند بکشمشون فرار می کنن! :|)... اما به محض اینکه مطالب گاه تماما بی ربط شما رو میخونم می تونم توی یک نظر یک فصل کامل از زندگیمو براتون بنویسم :| و اتفاقا ربطش بدم به مطلب بی ربط شما :/

 

2. دارن برای خواهرم جهیزیه تهیه می کنن (نصف بیشتر اینایی که خریدن رو نمی دونم اسمش چیه و چه کاربردی داره! :|)

فقط یک نتیجه می تونم بگیرم ... زنِ من متولد ماه مارس در مریخه.خیلی هم عالی ^_^ (البته هنوز متولد نشده) 

 

3. نمایش نامه ی "کالیگولا" ی آلبر کامو دستمه ... شیفته ی هلیکون شدم بدجووور ... جای یه دونه هلیکون توی داستان زندگیم به شدت خالیه.

باید بیوفتم دنبال مقدمات خلق کردنش ... امیدوارم فقط به اندازه ی هلیکون رک و حاضرجواب باشه ! 

حاضرجواب! چقدر دوست دارم این شخصیت ها رو ...

 

 

ار کیده
۲۲ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۸
۱. عجب. خب بنویسید هر وقت به ذهنتون اومد، نیازی نیست دلیل نوشتنشو بگید :)

۲. چجوری این نتیجه رو گرفتین

۳.کالیگولا قشنگه؟ راضی بودین تا حالا ازش؟

پاسخ :

1. میام بنویسم اما  همش یه چیزی تو خودم بهم میگه خب به بقیه چه مربوطه اینا! :/

2. با توجه به معیارهام و نوع نگاهم به زندگیم (صرفا به عنوان یک کد راهنما: آرمان گرا هستم)
زن منم مثل خودم آرمان گراست و البته جهادگر!! وقتی نگاه می کنم با این سبک زندگیِ معمولی که بقیه برای خودشون انتخاب کردن، زندگی کردن با من با جهاد برابری می کنه و به قول یه بنده خدایی واقعا مصداق جهاد اکبره! 
برای منی که حاضرم برای رسیدن به هدف مقدسم با پنجاه هزار تومن ماهیانه و در تموم سال روزه گرفتن سر کنم این سبک زندگی توجیه ناپذیر و در یک کلام باید بگم نمی فهممشون ... 
و با اطمینان خاطر میگم اگر واقعا مسئولیت پذیرش زندگی این باشه (این میزان خرج و مخارج و مصرف گرایی تو این شرایط اقتصادی) من یک آدم بی مسئولیتم و ترجیح میدم همیشه بی مسئولیت باقی بمونم    

:|

فکر کنم کلماتم کمی خشک و سنگین شد :) 
که به خاطر رنجی ست که می بریم
بر ما ببخشید
:)

3. قشنگ که قشنگه اما به شما و سلیقه ی شما بیشتر وابسته است
تا به حال از آلبر کامو خوندید؟
چارلی ‎‌‌‌
۲۲ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۳۸
۱- منم همینطوریم D: مثلا موقع کامنت نوشتن یه چیزاییو که میخوام بگم، با خودم میگم حیفه این الان، بعدا یه پست دربارش مینویسم کامل! ولی بعدش یادم میره چی بود اصلا :| 

۲- مبارکه! :))

۳- من تاحالا هیچ نمایشنامه‌ای نخوندم متاسفانه :/ از لکه‌های ننگ در سابقه کتابخونیم حساب میشه :/

پاسخ :

1. خوشوقتم :) ولی انصافا خیلی بده ها! گاهی مطلب های نابی رو برای نوشتن اینطوری از دست دادم ://

2. ان شاءالله یه دونه پولدارش نصیبت :)ازون مریخی های اصیل :)

3. من دو سه تا رو گذرا تورق کردم اما این اولین باره که جدی روی یک نمایشنامه تمرکز کردم
این دیالوگ محور بودنش رو دوست داشتم...  (البته شاید به ظاهر خسته کننده به نظر بیاد اما اگر قوه ی تخیل خوبی داشته باشی اتفاقا خیلی هیجان انگیز و جذاب میشه)
نمایش و نمایش نامه دقیقا یه محدوده ست بین فیلم و فیلم نامه با کتاب و داستان   
ار کیده
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۰۸
۲. قانع شدم :|
۳. نه نخوندم. افسانه سیزیف رو اولشو خوندم و رها کردم(در حد من نبود. درکی ازش نداشتم) 

پاسخ :

2. خداروشکر :)

3. آهان! پس بهتون پیشنهاد نمی کنم، فکر نمی کنم دوست داشته باشید :) 
Leyli 🦋🍀❄️
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۱۸
من تا به حال سه تا کتاب از کامو خوندم ولی هیچ‌وقت فرصت یا شانس اینُ نداشتم که این نمایشنامه‌شُ بخونم. البته این که نمایشنامه‌ست هم قاعدتا بی‌تاثیر نیست.
نمایشنامه خوبیه؟ :)

پاسخ :

خب از اونجایی که میگید سه تا از کتاب هاشو خوندید پس با سبک و سیاق و قلم کامو آشنا هستید و این می تونه راهنما و یا حتی مشوق شما باشه برای خوندن کتاب

ولی دقیقا باز به خاطر نکته ای که گفتید (البته این که نمایشنامه است ...) به نظرم باید تأمل کنید
به نظرم حتما مقدمه اش رو یک دور بخونید تا ببینید این داستان رو می پسندید یا نه، خوندن گذرای گفت و گوها هم به نظرم بد نباشه

اگر فرصت و البته حوصله داشتم بخشی از مقدمه رو براتون می نویسم 
:)

حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۰۸:۵۳
۱. واسه من همیشه جمله اول سخته :) اون که پیدا بشه بقیه‌اش رگباری میاد :|

۲. مبارکه :)
اونوقت میشه چه ماهی؟!

۳. حرفی نیست -_-

پاسخ :

1. بله، دقیقا منم همین مشکل جمله ی اول رو دارم :)

2. سلامت باشید :)
بین اسفند و فروردین میشه :)

3. ؟؟
:| چرا این شکلی ؟ مشکلی پیش اومده؟ :|
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۴۷
فروردین رو زیاد دوست ندارم. ترجیحاً با یک اسفندی ازدواج کنید. :| :))

راجع به موردِ آخر هم که به نقل از نقی معمولی هِچی. :)))

پاسخ :

عه؟! فروردین به اون خوبی ... چرا آخه؟

البته که من خودمم ترجیح میدم اسفندی باشه :)


:)) ولی بعید میدونم هچی باشه
یه چیزی هست  ... نمی دونم ... ولی  ... خب اصلا چرا اینجوری  --->  -_- شدید؟
با آلبر کامو مشکل دارید یا با هلیکون یا اصلا با آدم های حاضرجواب! 
:| :؟
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۵۸
دلیلش برمی‌گرده به همون ۱۹ رمضان :)

من خودم دوست دارم حضرتِ عشقِ مجهول‌الهویه متولدِ دی باشه :))

آخه من خودم آدمِ خیلی رکی هستم و هر حرفی باشه بدونِ تعارف می‌گم به طرفِ مقابلم. حاضرجوابی رو نمی‌دونم ولی رک بودن صد درصد! و این خوب نیست...

پاسخ :

:(


حالا اونو که شوخی کردم ... باید برم دنبال خصوصیت بقیه ماه ها ببینم کدومشون به من میخورن ... ولی اسفند رو به خاطر اوشون و آبجی کوثرم :) دوست دارم


عه... جدی؟؟ پس خوشوقتم ... منم خیلی رکم ولی چون بیرون کم حرفم کمتری دلخوری پیش میاد .... البته به نظرم به طور مطلق بد نیست که اتفاقا بین این همه رنگ و لعاب و نقاب این صراحت و رک بودن خودش نوعی صداقته و خوبه 

ولی خب ازونجایی که طاقت و ظرفیت تحمل و انتقادپذیری آدما خیلی پایین اومده احتمال ناراحت شدن بقیه بالاست که نباید مهم باشه برام اما هست متأسفانه  :(
از طرفی اصلا دوست ندارم نارحتشون کنم از طرفی نمی تونم تو لفافه و غیرمستقیم حرف بزنم :(( اینه که خیلی بده 

حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۱۱
:)

من زیاد به این چیزا اهمیت نمیدم چون مطلقاً درست نیست. مثلاً اینکه بهمنی‌ها فلان ویژگی رو دارن ممکنه واسه یه عده درست باشه اما همیشه استثنا وجود داره.

منم دی رو بخاطرِ خودم دوست دارم :| حوا متولدِ دی می‌باشد :| :))

احسنت :) همه‌ی چیزهایی که می‌خواستم بگم رو خودتون گفتید. دقیقاً بخاطرِ همین دلایلی که ذکر کردید.

پاسخ :


والا به نظرم خیلی خنده داره که بخوام بهش به عنوان یک ملاک نگاه کنم 
بیشتر به چشم سرگرمی بهش نگاه می کنم  :) 
(حالا که تا اینجا بحث پیش اومد بگم که ماه مارس رو صرفا به خاطر تشابهش به نام انگلیسی مریخ گفتم و نه هیچ دلیل دیگه ای :)


بله ... همون روز تاریخی 26 دیگه؟ پس حتما جناب حضرت عشق متولد ده دی در مشهد می باشند؟  :))

 
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۷:۵۵
ساعت ۱۱:۳۰ بهم خبر دادن مهمون داریم :|
تا ۲ توی آشپزخونه بودم (مادر جلسه بود)
خدا رو شکر بخیر گذشت :)

بله ۲۶ دی :)
چرا ده دی؟! و چرا مشهد؟!

پاسخ :

اوه اوه :|| :/

خداروشکر :)
الآن سالمید؟ جاییتون درد نمی کنه؟ :)
__________________________________

می تونم خیلی خلاصه بگم که نهم و دهم دی ماه خونین ترین روزهای مشهد قبل از پیروزی انقلاب بوده
تو مشهد ده دی به عنوان روز قیام خونین ازش اسم می برن

چرا مشهدش رو دیگه شما باید بگید :) 
مسافر قلم
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۸:۱۱
فکر کنم همه شماره ی یکو دارن

پاسخ :

خب پس 
امیدوار کننده است :)
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۵۲
خیلی اوه :|

:)
بد نیستم :| همه بدنم درد می‌کنه -_-

که اینطور. روز و ماهش زیاد مهم نیست ولی خب اگه مشهدی باشه که من اشکِ شوق خواهم ریخت :| :))

پاسخ :

خسته نباشی دلاور
خداقوت پهلوان! :|
:))


اگر شوهر شماست قطعا رفیق خیلی خوبی برام میشه :)
از الآن مشتاقم ببینمش :)) 

مشهدیه ... نباشه هم میاد مشهد ان شاءالله :) 

حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۳۹
خیلی ممنون :|

بله بله و به احتمالِ ۹۹ درصد هم‌اسمِ شما خواهد شد :))
قطعاً :)

باید بیاد :/

پاسخ :

حالا جدی اون وقت روز مهمون اومده بود؟؟ میشه بپرسم چجور مهمونی بود؟ :| کمی که بیشتر از زیاد برام جای تعجب داره ! :|


هیچ بعید نیست مخصوصا اگر مشهدی باشه
تو این شهر هم اسم من زیاد پیدا میشه :) خیلی هم عالی :))


والا ... مگه دست خودشه 
:)
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۰۱
بله جدی
مادربزرگ و پدربزرگ و خاله :)
تعجب واسه چی؟! :|

بله بله. دیگه گفتم به اسمِ خودم و دخترمون بیاد :| :))

همین رو بگین :))

پاسخ :

آهان خودی بودن....خب اینکه طبیعیه ... ازیناشو ما هم زیاد تجربه کردیم ( من و آبجیا) :)
فکر کردم غریبه ست با خودم گفتم آخه کدوم آدم عاقلی اون موقع روز میره مهمونی :/ 


دخترتون؟؟؟  :))) از الآن انتخاب کردید ... خوبه ... محمدجواد بیچاره که هم چاره ای نداره جز قبول کردن :)

حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۱۴
بله :)
یحتمل شما هم مثلِ داداشِ من فقط در خوردن مشارکت داشتید :| :))

بله بله :))
اوشون هم نظر بده ولی خب آخرش باید بشه مهنا :) خیلی جالب میشه موقعِ تلفظِ اسمِ سه نفرمون :| :)))

پاسخ :

:)

شاید براتون جالب باشه که در این مورد کاملا برعکس بقیه پسرها هستم ... 
مامان خانوم یا آبجیا هر وقت میخوان سر به سرم بذارن موقعی که دارم تو کارای خونه و یا حتی آشپزخونه! :| کمک می کنم با طعنه و کنایه میگن :
"برای خودت کدبانویی شدی ها! دیگه وقت شوهر کردنش شده ... مگه نه مامان! :)))

من ://// از شدت عصبانیت رو به انفجار 

همیشه مهمون که میاد مسئول تهیه امکانات پذیرایی آبجیامن و مسئول پذیرایی من ... دقیقا اون حالتی که مهمونا صداشون درمیاد که "بابا اومدیم دو دیقه خودتو بببینیم" ... "بیا بشین" و ازین حرفا :))


مهنا! واویلا یه جو مه آلودی فضای خونواده تون رو گرفته :))) 
اوووه کی میگه این همه اسمو 
مثلا بگن
"خانواده ی مهیا (مهی ها) پس کوشن؟"
 :))
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۳۵
خب پس خوشا به حالِ دخترکِ چهارخونه پوش! :)))
درود بر شما :))

بله بله :))
خوبه دیگه :| بده؟!

پاسخ :

بله واقعا ... مامان خانوم هم همینو میگه :)

ممنونم :)


بد ؟ نه اصلا ... دارم شوخی می کنم 
وگرنه خیلی هم جالبه 
"زندگی خصوصی آقا و خانم میم"
:)
 
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۰
و البته دخترشون هم میم :)
واسه پسرم هنوز به نتیجه نرسیدم :|

پاسخ :

بله بله
ولی خب دیگه از اول که میم کوچولو تو داستان نیست ... بعدا اضافه میشه :)

حالا گزینه های پیشنهادی تون چی هستن؟ 
بگید شاید بتونیم کمکی بکنیم :))
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۳
بله :))

متاسفانه هیچ گزینه‌ای ندارم -_-

پاسخ :

:)


محمدمهدی چطوره؟ :)


حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۶
می‌دونید چون حضرتِ عشق خودش محمد هست حس می‌کنم پسرمون هم محمد باشه اونوقت من بخوام قسمتِ اولِ اسمشون رو فقط صدا کنم همه چی قاطی میشه :|

پاسخ :

خب دیگه اینجا از آپشن دو قسمتی بودن اسم ها میشه استفاده کرد و اون ها رو از هم تمایز داد
:)

اوشون میشن جواد
ایشون میشن مهدی :)
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۵۲
اینم میشه :)

محمدمهدی قشنگه :))
محمدعلی هم خوبه به نظرم :))

پاسخ :

عه قبول نیست محمدعلی اسم پسر منه! :| 

:))

در کل مبارک باشه :))
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۱
قبول باشه یا نباشه :/
محمدمهدی یکم تلفظش سخته! :|

در کل فکر کنم بهتره بگم خدانگهدار

پاسخ :

:||

صحیح 

ببخشید، اصلا همه شون برای شما :||


:/ هر جور صلاحه 
خدا یار و یاورتون
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۳
://

پاسخ :

:\\ 

چی شد یهو؟ :|
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۵
یهو یه کوچولو سوء‌تفاهم پیش اومد :/
یه کوچولو عصبانی شدم -_-

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لعنتِ خدا بر شیطان -_-

پاسخ :

جدی؟؟؟ O_o
چی شد یهو؟؟؟ :|
چرا آخه؟؟؟ :||

من رفتار نادرستی داشتم یا حرف ناخوشایندی زدم؟ 

میشه بگید تا اگه لازمه توضیح بدم


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لعنت الله علیه 
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۸
شما هفته‌نامه جیم رو می‌خونید؟!

پاسخ :

قدیم بیشتر میخوندم الآن خیلی کم شده (تقریبا داره به صفر میرسه) -_-

چطور مگه؟
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۹
دوباره به قولِ نقی معمولی هِچی :)
رفع شد.

پاسخ :

مطمئن باشم؟
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۲۳
شما لطف کنید هر وقت حس کردید زیاده‌گویی می‌کنم خیلی مستقیم بهم بگید باشه؟!

پاسخ :

بله چشم حتما :)

البته خب متأسفانه یا خوشبختانه باید بگم که اگر هم خدایی ناکرده به زیاده گویی بکشه ازونجایی که خودم خواهر زیاده گویی رو شوهر دادم هیچ بعید نیست که گوی سبقت رو از شما بربایم
:))
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۲۷
ظاهراً من از شما مشهدی‌ترم :)))
نمی‌دونم دیدید یا نه اما یک سال و سه ماهه که اونجا هستم :)

پاسخ :

:)) آره برام جالب بود واقعا 

البته من کلا با نسخه های الکترونیکی این دست مجلات غریبه ام :|
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۲۸
مچکر :)

پاسخ :

خواهچ :)
حوا ...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۳
به دعوتِ یکی از دوستان اونجا عضو شدم :) نسخه چاپیش که به دستم نمی‌رسه واسه همین اینطوری می‌خونمش :)

پاسخ :

خیلی هم خوب:)
به امید اینکه از مهر امسال نسخه چاپیش هم گیرتون بیاد :))

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تمامی روزها یک روزند
تکه تکه میان شبی بی پایان


::شمس لنگرودی::
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan