شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

(1) ?me

یکی از خصلت هایی که به تازگی و همین اواخر با آن آشنا شدم 

"توجه با تمام وجود به مخاطبم در حین گفت و گو"

هفته ی گذشته بود که طبق معمول با علی خارج دانشگاه قدم و گپ می زدیم که در لا به لای گفت و گو کاملا اتفاقی و ناگهانی علی گفت:

"آره ... یاد یه چیزی افتادم ... یه بنده خدایی که اسمشو نمیگم هر چند که بعید می دونم بشناسی گفت: این آقای خ (یعنی من) از اون دسته آدماییه که وقتی باهاش حرف میزنی تا آخرین کلمه همراهت میاد و به حرفات توجه می کنه ... قدرشو بدون"

بعد هم بلافاصله من یاد یک خصلت علی افتادم که شخص دیگری آن را برایم یادآور شد و از قدرشناسی گفت با این مضمون که این تیپ آدم ها جان می دهند برای رفاقت! 

من هم بلافاصله آن را برای علی تعریف کردم

بعد از آن تا مدتی بینمان سکوت بود و من در این مدت به این مسئله فکر می کردم

دیدم تا حد زیادی واقعا درست است 

این را حتی اساتیدم به آن اذعان دارند و برای پدرم (که همکارشان است) تعریف کرده اند

من وقتی تصمیم می گیرم که پای یک صحبت، سخنرانی یا یک مکالمه بنشینم 

حتی اگر طرف مقابل مسخره ترین و مضحک ترین و بی خاصیت ترین مطلب دنیا را هم بخواهد بگوید 

طوری به آن دل می دهم که گوینده یقین می کند در حال صحبت از یک بحران جهانی که به زودی گریبان تمام بشریت را خواهد گرفت یا یک لایحه ی سه فوریتی می باشد 

احتمالا همه شما حداقل یکبار کنفرانس آن هم در حد کنفرانس کلاسی را تجربه کرده باشید

نمی خواهم خیلی وارد حاشیه شوم ... هنگامی که مقابل جمع قرار می گیریم خواه ناخواه برخی چهره ها و واکنش ها و بازخوردهایشان شما را مضطرب می کند و یا بالعکس به شما اعتماد به نفس و احساس رضایت می دهد

من از آن دسته آدم هایی هستم که می توانید با خیال راحت در مورد موضوعتان مقابلم بایستید و آن را ارائه دهید و از اینکه آن را افتضاح ارائه می دهید نگران نباشید

در خصوص گفت و گوهای دوستانه ام وقتی دقت کردم دیدم غلظتش به مراتب بیشتر هم می شود

حال به آن خصلتی دیگر به نام گوش شنوا را هم اضافه کنید

گوشی صبور که بدون مداخله و یا پرازیت دادن تمام میدان توجهش را معطوف شما می کند 

نتیجه اش می شود اینکه وقتی با دقت نگاه کنید می بینید شخصی رو به روی شما نشسته که با کمترین حرف و جمله ای از شما شده با هرکدام از اعضای بدنش که بتواند عکس العمل نشان می دهد و واو به واو جمله هایتان را بدون هیچ قطع و بریدنی می شنود و به ذهن می سپارد و برای همه آن ها پا به پایتان از احساس و عقلش خرج می کند تا مطمئن شوید که برایش واقعا مهم هستید 

_____________________________________________________________________

پ.ن:

البته عمدتا در خصوص مکالمه و گفت و گوی حضوری صدق می کنه، در مکالمات تلفنی هم تا حدودی اما در خصوص چت و گپ به صورت متنی چندان مطمئن نیستم    

م. دچار
۱۰ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۴۵
توان زیادی ازم می گیره 
و بر خلاف تصور دیگران چندان برام خوشایند نیست
به خصوص اینکه نمی تونم چنین انتظاری رو از اطرافیان یا به طور کلی مخاطبانم داشته باشم
چون اینطوری نیستن یا نمی خوان (حتی در حد توان خودشون رو هم ترجیح میدن صرف نکنند) و یا واقعا نمی تونن که اینطوری باشن  
لبخند ...
۱۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۴۰
خصلت خیلی خوبیه. منم سعیمو میکنم ولی خب عادت نیس برام. چطور میتونید اینجوری باشید؟ مخصوصاً وقتی یه نفر حرفی میزنه که تکراریه یا دم دستیه. 

پاسخ :

لطف دارید. 
راستش رو بخواید منشأ ایجاد شدنش رو خودمم نمی دونم اما به نظرم با این ویزگی ها مرتبطه (مطمئنم شما اینارو از من بهتر می دونید)
مثلا صبر، کلا تیپ شخصیتیم آروم و صبوره (معمولا حوصله رو هم با صبر میارن)
مثلا مهربانی (آدم دل نازکی هستم، از ناراحتی بقیه عمیقا ناراحت و از شادی شون خوشحال میشم، خیلی برام سخته بخوام برای کسی بد بخوام، هیچ جوره نمی تونم از کسی کینه به دل بگیرم، زود به زود دلم برای بقیه تنگ میشه)
صداقت (تو هیچ کدوم از حالاتم فیلم بازی نمی کنم و ادا در نمیارم (معمولا هم هیچ قصد و غرض مشخصی ندارم جز اینکه چون دوستشون دارم اینکارو میکنم))


اما یه نکته ی دیگه ای هم که وجود داره (که کاملا طبیعیه) شخص مقابل و مخاطبه که میزان توجه ما رو تعیین می کنه 
مثلا من برای یک نفر که هفت پشت غریبه ایم و در اتوبوس با هم همکلام شده ایم به اندازه دوست صمیمی ام که چندین ساله رفیقیم انرژی صرف نمی کنم
ولی همون مقداری رو که می خوام صرف کنم واقعا توجه می کنم ... گوش می کنم ... واکنش نشون میدم ... و اگر لازم باشه جواب میدم 

در خصوص مطالب تکراری هم به نظرم صبر و حوصله می طلبه که بخوای همچنان بهش توجه کنی
اما از یک جایی به بعد بالاخره باید طرف مقابل رو متوجه کرد که این تکرار موجب دلزدگی میشه   


لبخند ...
۱۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۰۴
جالبه. البته من در مورد منشا رفتارها تازگیا به این نتیجه رسیدم که شاید ۷۰ درصد رفتارام تقلید از پدر و مادرمه. 
صبر که خیلی خوبه ولی نمیدونم این مهربانی که میگید خوب باشه یا نه. اذیت کننده نیس اینکه انقد با غم دیگران شریک بشید؟

ولی واقعا قدر این خصلتتونو بدونید. :) منم یکم تفکر کنم بازنگری کنم شاید تونستم به اینجا برسم ! 

پاسخ :

درسته 
الان که گفتید و بهش فکر کردم دیدم
من بخش زیادی از خصلت هامو از مادرم دارم


مهربانی .......

چرا اتفاقا خیلی ازین بابت عذاب و رنج می کشم 
بیشتر به خاطر اینکه غالبا این محبت ها یک طرفه ست و هیچ پاسخ متقابلی رو در پی نداره و منم نمی تونم چنین انتظاری رو از بقیه داشته باشم  

ولی چه کنم

چندین بار تلاش کردم که مقابلش بایستم و بذارمش کنار دیدم اینکه اصلا و ابدا امکان نداره 
بعد تصمیم گرفتم به وسیله ی محدود کردن مدیریتش کنم که به نظرم این عاقلانه تر بود
الحمدلله کمی بهتر شده 
اما با این وجود بازم دوز محبتی که خرج می کنم خیلی زیاده و این واقعا دست خودم نیست :((

خیلی جاها موجب سوءتفاهم میشه
خیلی جاها بدتر، برای طرف مقابل توقع ایجاد می کنه که اگر یکبار طبق روال زندگی همه مون یک روز حالم خوب نباشه و مثل همیشه نباشم کلی ازم طلبکار میشن!! :(((

دعا کنید خدا کمکم کنه بتونم کنترلش کنم
____________________________
خیلی خوبه
همینکه بهش فکر کنید و اهمیت بدین 
خودش شما رو تا پروسه ی عمل کردن راهنمایی می کنه 
برای موفقیت تون دعا می کنم


tarane fn
۱۵ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۳۸
خب خوشبحال اطرافیانتون من تو این مورد کاملا برعکسم البته برعکس بودنم به اعتیادم به تلفن همراهم هست بهترین استادم تا از بحث اصلی منحرف بشه من نگاهم رو گوشیه و خب کنفرانس بچه ها که جای خود داره در کل باید خیلی استاد دوست داشته باشم و خیلی درسش مهم باشه که فقط گوش کنم 

پاسخ :

آره واقعا
حیف که قدرمو نمی دونن :))


کافیه برید مثل من یکی ازین گوشت کوب ها برای خودتون بخرید
اونقت مثل من همینطور الکی به حرف همه توجه می کنید  :))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan