شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

آسمانت را دید ... از لب بام پرید ... (شب دهم)

إِلَهِی       ...      جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی

 

 

قوتی در پر و بالش لرزید 

به دلش آمده بود

خبری در راه است

به سرش زد بپرد

به امیدی که بیاید ز ورای رؤیا

نمی از لطف و

نسیمی ز محبت هایش

 

قاصدک ها که همان گونه به اوجش خیره

زیر لب حسرت او می خوردند

بینشان همهمه شد

همگی شوریدند

بینشان هلهله شد

همگی مست شدند

                              رقصیدند

طاقت از کف داده

یکی از جان و تن ش دست کشید

سر خود را به دَم باد سپرد

و سرش می چرخید

 و چه چرخی

چه سبکبار و سبکبال

 

 

قاصدک ها همگی لرزیدند

که چه شد قاصدک سرگردان!

تو ولی چرخ زنان

به نگاه نگران همگان خندیدی

تو دگر پر زده ای

تو دگر خورشیدی!

 

تو که رؤیای نگاهش به همه زخمه زنان بخشیدی

خوش به حالت !

            تو رسیدی

                        ولی ای کاش بمانی و بدانی

                                                   برسانی

                                                     به همان یار دلارام تو پیغام دلم را ...

و به امید جوابت

               بنشیم

که دگر بار بیایی

خبرش را برسانی ......

که دگر طاقت دوری ت نداریم عزیز....

 

 

____________________________

پ.ن:

1) متن بالا دریافت آزادی بود از عبارت عربی ابتدای متن که از مناجات شعبانیه انتخاب شده است

ترجمه عبارت عربی :      "خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت"

 

2) این مطلب را هم بخوانید خالی از لطف نیست                                                                                                                                                   

 

م. دچار
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۰۶
بعضی از اوقات برخلاف همیشه نیاز دارم که سکوت کنم و دیگری برایم از زمین و زمان بگوید

اما خب
نیست
نمی بینمش

هر چند که خیلی حس سَرخوردگی به آدم دست می دهد
اما دلم طاقت نمی آورد

باز خودم شروع می کنم بلکه این حس و حال لعنتی از سرم بپرد !


زهی خیال باطل!  

پاسخ :

:(

تو بهتر از هر کسی منو می فهمی .....

بیا اونور کارت دارم :)
_____________________________

(برای دیگران: نشنیده و ندیده بگیرید)
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۲:۰۸
به خودتون بدهکار نباشید
باشه؟!

پاسخ :

چطوری؟ 
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۲:۳۳
در راستای همون ظلمتُ نَفسی...

پاسخ :

حرف زیاده حوا بانو ..

راستش نمی دونم 
این همه مشکل تقصیر کیه اگر تقصیر من نیست؟
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۲:۳۸
تقصیرِ شما هم هست اما مشکل دله...

پاسخ :

مشکل دله ؟

پس با این حساب چجوری به خودم بدهکار نباشم؟



نمی دونم واقعا ...
خیلی خسته ام 
خیلی ......

به قول علی کاش فقط هر چه سریع تر این بُرهه بگذره

میدونم بعدش چه بسا سخت و سنگین تر باشه اما
در حال حاضر فقط دلم میخواد این بُرهه بگذره ... نوار بره روی تند و بره مرحله بعدی .........

خستگیِ در جا زدن، امون هر چی کار و تلاش و جرکته ازم گرفته  

حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۲:۴۵
که بی‌هوا گیر می‌کنه جایی که نباید!

با خوتون کنار بیاید!

پاسخ :

الآن من هر چی بگم 
بوی تند و تلخ ناامیدی میده

در حالی که اینطوری نیست واقعا
__________________________

کاش همینقدر که گفتن حرف ساده است عملش هم ساده بود

واقعیتش من الان اصلا نمی دونم باید این طلبم رو از چه کسی بگیرم و بابتش یقه ی کی رو باید بچسبم
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۲:۵۴
هیچ کس
فقط باید با خودتون کنار بیاید. می‌دونم سخته. خوب درک می‌کنم ولی باید بتونید.

پاسخ :

شمام که عین این روانشناسا تلگرافی جواب میدید 
کفر آدم در میاد :))
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۳:۰۳
:)))
تهش چی شد؟!
خندیدید

پاسخ :

هیچی ... 

فقط چون شما خانوم بودید نمی تونستم کاری بکنم و فقط حرص خوردم (اون خنده برای قایم کردن حرصم بود) :)
اما اگر جای شما یک آقا می بود قطعا کلی لیچار بارش می کردم
مخصوصا الان که به شدت دلم میخواد  زمین و زمان رو بهم بدوزم !
حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۳:۱۰
:/
حالا بیا و خوبی کن :/

پاسخ :

ناراحت نشید بزرگوار

______________
راستشو بخواید الآن عصبی ام 
نمی دونم چرا

دلم میخواد یکی باشه بگیرمش به باد کتک :| :/


از طرفی این نسخه پیچیدن های تلگرافی شما حرص منو بیشتر درمیاره :)




شما به بزرگی خودتون ببخشید


حوا ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۳:۱۷
نسخه‌پیچی کلمه‌ی قشنگی نیست
صرفا خواستم تجربیاتم رو در اختیارتون بگذارم

موفق باشید
یاقوت ...
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۷:۳۸
و کار و اثر خودتون هست؟

پاسخ :

موقعی که به این فراز مناجات رسیدم چشمامو بستم


وقتی باز کردم دیدم کنار هم صف کشیدن

دلم نیومد تغییرشون بدم 
همونطوری ثبتشون کردم


ار کیده
۰۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۹:۲۱
شعر خیلی خوب بود!
از خودتون بود؟ :)

پاسخ :

اگر منظورتون از شعر همین کلمات و عبارت های بهم زنجیر شده باشه 
بله :)

سپاس از لطف و محبت تون
میم . الف
۱۲ ارديبهشت ۹۷ , ۱۴:۰۵
قشنگ بود ...

پاسخ :

متشکر و سپاس گزارم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تمامی روزها یک روزند
تکه تکه میان شبی بی پایان


::شمس لنگرودی::
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan