شب بی سحر

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی ...

شروع امیدوار کننده ! :| (قسمت دوم)

و اما بعد


سه مسئله ی دیگه هم بعد از رسیدن به دانشگاه رخ داد

1) یکی از همکلاسی ها رو دیدم که خبر رسید همین اواخر عید در حین بازگشت از سفر ماشینشون چپ می کنه و تنها مادرشون به رحمت خدا میره :(((

بقیه سالم می مونن

همین دوستمون هم راننده بوده 


قیافه اش افتضاح بود ..... به هم ریخته ..... داغون ... خودش رو مقصر می دونست در حالی که تقصیری نداشته

اما وقتی خودم رو میذارم جاش ... می بینم منم بودم نمی تونستم خودمو ببخشم 

وقتی یاد چشماش میوفتادم شرمم میومد بخندم


خدا برای هیچ کس نیاره



2) جمعه گذشته مادر یکی از اساتید که دوست خانوادگی مون هم هستن به رحمت خدا رفتن

سن زیادی نداشتن اما خب دیگه ...



اما اتفاق تلخ روز بعدش بعد مراسم ختم رخ میده

دختر خواهر همین مرحومه که حدودا 18 ساله بوده و تازه نامزد کرده بوده به طرز کاملا ناگهانی دچار تشنج میشه و ........

من که هیچ نسبتی ندارم هنوز نتونستم باور کنم ...


حالا می دونید ازون سخت تر چیه! (حتما با خودتون میگید سخت تر از این هم مگه میشه؟!)

مادر این دختر که هنوز جوونه یک بچه شیرخوار داره و حامله هم هست! :(((


هنوز نمیدونم به این مادر خبر دادن یا نه ... و اینکه چجوری خبر دادن؟ واکنشش چی بوده؟ 

وای خدا .... 



3) یکی از دوستان پدرم داشته توی راهرو یا محوطه اداره اگر اشتباه نکنم با گوشی همراه صحبت می کرده که ناگهان خیلی طبیعی در حین صحبت کردن دستش رو میذاره روی قلبش و کمتر از دو ثانیه بعد میوفته روی زمین!! 


تموم کرده بود!!  (تمام این صحنه رو دوربین اداره ثبت کرده)


_____________________________________


همه ی اینا امروز تو دانشگاه همراهم بودن :( 

سخت بود اما همه شون واقعیت داشتن ...  واقعیتی که در پی همه ی ما هست


به قول حضرت علی علیه السلام :

... اگر از آن فرار کنید شما را می یابد،

و اگر بر جای خود بمانید شما را می گیرد،

و اگر فراموشش کنید شما را از یاد نبرد.


::حکمت ۱۴۹/نهج‌البلاغه::

_________________________

آخر شب ها 

بعد نوشتن روزنوشت ها و گزارش های روزانه مون، شده پرونده مون رو دست بگیریم و فقط چند صفحه اش رو تورق کنیم؟


اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


(ممنون میشم برای شادی روح هر سه نفر حمد و سوره ای قرائت کنید ... خدا خیرتون بده)

بهارنارنج :)
۲۰ فروردين ۹۷ , ۲۱:۲۸
هیی:(

پاسخ :

در مورد این قضیه من دو پیشنهاد دارم که در واقع پیشنهاد بزرگترهام بوده به من


یکی خوندن قرآن کریم آخر شب مخصوصا سوره های جزء سی که در مورد قیامت و آخرت بیشتر سخن به میون اومده

دوم خوندن نهج البلاغه 
دوستان زیادی رو میشناسم که بعد از خوندن نهج البلاغه به طرز عجیبی بینش و نگرششون نسبت به دنیا تغییر کرده 
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن...


::شهریار::
Designed By Erfan Powered by Bayan